شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ساعت 11:55
شعرها گفتم که همچون مُشک شد
ازچه رو پس طبع شعرم خشک شد؟!
سوژه طنزم توگویی ته کشید
از غزل هم سخت هستم نا امید
گفتن شعر ارچه کاری سخت نیست
سوژه چون کم شد خیالم تخت نیست!
پس چه شد آن شعرهای دلنشین؟
وان غزل ها، طنزهای آتشین؟
من نمی دانم چه شد طبع خوشم
برنگردد من خودم را می کشم!
من از او درّ و گهر می خواستم
شعرهایی تازه تر می خواستم
من از او معروفیت می خواستم
مال و جاه و عافیت می خواستم
بی وفا از این وظایف سر کشید
ناگهان از من به کلی پر کشید!
باز گرد ای طبع خوش الحان من!
بار دیگر می شوی مهمان من؟
جان ایام خوش هم صحبتی
پیش من برگرد حتی ساعتی!
کم توقع می شوم من بعد ازاین
باورم کن، بی تو هیچم نازنین!
نوشته شده توسط armaghan.z.f | لينک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 ساعت 10:45
در راستای ایجاد فرصت های شکوفایی استعدادهای شاعران طنزپرداز مملکت(عجب ترکیبی...تجزیه اش خوب است اما مرده شور ترکیبش را ببرد!)،برآن شدم مسابقه ای را که در مجله جوانان مطرح کرده ام در اینجا هم بیاورم تا کسی ازاین سفره بی نصیب نماند!
هرکس بتواند یک دوبیتی یا رباعی بسراید که درآن از کلمات "چنگال"،"تراکتور"،"شاهین" و "روغن" استفاده شده باشد می تواند دراین مسابقه شرکت کند.این کلمات باید به شکلی منطقی درکنارهم قراربگیرند یا اگر به شکلی غیرمنطقی قرار می گیرند،غیرمنطقی بودنش منطقی باشد!!
شما می توانید جواب هایتان را دربخش کامنت های همین پست قرار دهید تا درمجله به چاپ برسد و درمسابقه شرکت داده شوید،فقط زودتر بجنبید!
نوشته شده توسط armaghan.z.f | لينک ثابت | موضوع: