شنبه بیست و هشتم دی 1387
دوستی گفته بود اگر موبایل و شکرخند را از من بگیرند دیگر آپ نخواهم کرد! حق با اوست. مشکلات زندگی اول به طبع آدم هجوم می آورد و آن را از شعرگفتن باز می دارد اما به هرحال مسایجه یا گزارش شکرخند هم یک جور مطلب است برای خودش و کاچی به از هیچی!
و اما...
"یسنا انارکپور" از شعرای خوب اصفهان است که در هر دو زمینه جدی و طنز طبعی روان دارد. ایشان چند روز پیش با sms دوبیت شعر برای من فرستاد که سرآغاز مسایجه ای شد نسبتا طولانی با قافیه ای نه چندان ساده. دو بیتی یسنا این بود:
- از ملال لحظه ها دپرس شدم
باز هم سر تا به پا بی حس شدم
من که در جنت طلایی بوده ام
از چه رو اینجا بدل از مس شدم؟
۷:۲۳
۸/۱/۲۰۰۹
- من هم از رنگ طلا قرمز شدم
دکترای شیمی از این تز شدم
هرچه پرسیدند اما رمز ِ کار
از بیان پاسخش عاجز شدم!
- مثل زنبور ِ طلایی چابکی
من حریف این زبان هرگز شدم!
- شاید اندر شعر، ما مثل همیم
پس تو محمودی و من چاوز شدم!
- موج این قافیه را گردانده ای
من دچار پت پت و وز وز شدم!
- آری انگاری برای قافیه
بنده هم محتاج یک معجز شدم!
۷:۵۶
- من چو محمودم، ندارم غصه ای
در جهان از معجزه بارز شدم!
۸:۰۵
- پس به کار شعر گفتن بنده هم
شاد مثل خوردن سقز شدم!
۸:۰۷
- برده این امواج شعرت بنده را
غرق گویی پشت سد دز شدم!
۸:۱۴
- بی خیالِ نوع ِ"ز"، از گفته ات
فکر کردم لحظه ای حافظ شدم!
۸:۱۴
- گشته چون مومت قوافی ای بلا!
من ولی چون گارسیا مارکز شدم!
در حضور جد اعلایم کنون
رفته در یک گوشه اینجا کز شدم!
۹:۰۰
- قافیه آن قدرها هم کم نبود
من به آن چسبیده چون پونز شدم!
۹:۰۱
- از قضا من هم به پونس سر زدم
کله ام پنچر شد و فایز شدم!
۹:۰۸
من به پونز گفته ام پونس، ولی
اصفهانی هستم و جایز شدم!
نیست دستور زبان اینجا لحاظ
در جدل من توفیق را حایز شدم
۱۲:۳۲
- وزن مصراع نهایی شد خراب
خدمتت این نکته را عارض شدم!
۱۲:۳۳
- "من"زیادی شد به شعر آخرم
وزن را البته من ناقض شدم!
۱۲:۳۸
- قافیه آمد کم و در قلب خود
من دچار سوزش و گزگز شدم!
۱۲:۳۹
- چهره ام از نور شعرت سرخ شد
بهره ور من از فتو سنتز شدم!
۱۲:۵۶
- گاه با من در جدل باشی و گاه
از نگاهت مارکز و بورخز(!) شدم؟!
۱۳:۰۰
- در دیالکتیک آخر خبره ام
خود تز و آنتی تز و سنتز شدم!
- تا به پایان آوری این شعر را
من کمی محتاج عز و جز شدم!
۱۳:۰۶
- در مصاف، انگیزه ام پیروزی است
چون که در فوتبال آلوارز شدم!
۱۳:۱۶
- بحث معروفیت است و اشتهار؟
بنده هم پس لووپز(!) و سانچز شدم!
۱۳:۱۷
- دختران هم این چنین نام آورند؟!
گشته ای اوغلان و یا من قز شدم؟!
۱۳:۲۴
- بس کن، از این قافیه من خود دگر
فاعلاتن فاعلاتن فِز (!) شدم!
۱۳:۲۶
- قافیه چون ابتدائا این نبود
من کچل چون ساموئل مندز شدم!
۱۳:۵۷
- آری از این شعر دور از محتوا
در جگر من هم دچار جِز (!) شدم!
۱۳:۵۹
- ارمغان! من باز هم دپرس شدم
باز هم سرتا به پا بی حس شدم!
۱۴:۱۲
- من هم انگاری از اول مس شدم
...خب همین دیگر، دوباره مس شدم!
۱۴:۱۲
- نیستی مس در نگاهم گل طلا
از حلب هم بنده بدتر مس شدم!
۱۴:۳۸
باختم من، می پذیرم ارمغان
مس شدم چون مس شدم مفلس شدم
از تو ممنونم که همراهم شدی
تا ابد با یاد تو مونس شدم.
۱۴:۵۷