تبليغاتX
طنزهای ارمغان زمان فشمی
 

 


 

پیشگویی های طنازانه!

چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388


 
در آخرین روز سال ۸۷ این دو بیت را برای دوستان شاعر فرستادم:

- چو امسال هم خوب یا بد گذشت
و می آید از راه هشتاد و هشت
بگو حس خود را به سال جدید
بکن چند تا پیش بینی ِ مشت!

پاسخها به ترتیب اجرای نقش!:
یسنا انارکپور:
چه سالی شود سال نو چون کنون
برامان یکی بچه زاییده گشت!
(اوشان اجازه گرفتند که اسم دختر کوچولویشان را ارمغان بگذارند!)

دوتا از پاسخها به دلیل وجود شایبه توهین قومی قبیله ای حذف شد!

مهدی استاد احمد:
چگونه کنم پیش بینی مشت
که باشد چه در سال نو سرگذشت
فقط این بود پیش بینی من
بود سال نو سال هشتاد و هشت!
- از این پیش بینی تکان خورد خاک
زمین شد شش و آسمان گشت هشت!

- ز فرط پیش بینی های مخصوص
کم آرد پیش ما نوستر آداموس!
- و شاید هم چو یوزارسیف هستی
که گفت او از سرانجام ِ ایناروس!
- نگو در شعر، از کار سلحشور
که گردد شعرمان از قافیه دور
- به جایش می کند بهتر، ردیفش!
که میلیارد است آن آقا به کیفش!

جمشید مقدم:
شود ارمغان صاحب شوهری
که دارد دوتا خانه اطراف رشت
نه تنها دو تا خانه اطراف رشت
که یک خانه هم توی تهران، طرشت!
- به جز تو کسی چیزی از او نگفت
کشم آه از این دوستان پلشت!
- مکن قند، آب البته در دلت
که ما هرچه گفتیم بالعکس گشت!
- کمی دیر گفتی که قند آب شد
و تا عمق جانم نموده است نشت!
کنون یا بکن وعده ات را عمل
و یا سرگذارم چو مجنون به دشت!
و شاید که معتاد گردم ز غم
کشم روز و شب، دایما بشت بشت!
- مجرد بمانی که بهتر تره
مکن فکر شوهر، مکن دست دست
بگو از ته دل که شوهر بده
بکن کله ات را درآن آب تشت!

مولانا بدپیله:
گمانم که چون سال گاو است پس
نگردد بدان سان که امسال گشت
بله، گاو پخمه است و خنگ و پپه
نه چون موش، موذی و پست و پلشت
همه چیز برعکس گردد عزیز
شود دشت، کهسار و کهسار، دشت!
رود رقص بندر به مشهد و قم
شود جابه جا وضع قزوین و رشت
اصولی دم از عشق و حافظ زند
ولی خاتمی سر ببرد به تشت!
کند ارمغان شوهر و زان سپس
دگرگونه گردد ورا سرگذشت
خلاصه همه چیز ریزد به هم
شود هشت، هفت و شود هفت، هشت!
مرا پیش بینی فراوان بود
که سالی عجیب است هشتاد و هشت!

معصومه پاکروان:
پاساژ و مغازه ها جدیدا
تبدیل شده به گاوداری
از یمن ورود گاو، امسال
ترویج شود گیاهخواری!
یونجه بزنند جای بنزین
بالا برود فقر و نداری
ای کاش بیاد مثل یک گاو
بی چون و چرا به خواستگاری!

نسیم عرب امیری:
در این سال پربار هشتاد و هشت
چو طبع زمین و زمان تازه گشت
یقینا عروسی کنی ارمغان!
بری ما(ه) عسل هم حوالی رشت!

شیوا فرازمند:
کند خواستگاری ز تو مردکی (وا، ادبت کجا رفته شیواجون؟!)
که دارد سرایی به نزدیک رشت
و می آید ارزانی از راه دور
چه زیبا کند قصه و سرگذشت!
خلاصه قرار است پرگل شود
بهار تو در سال هشتاد و هشت!

یسنا انارکپور( پس از فروکش کردن هیجانات اولیه فرزند دار شدن!):
زمن خواستی سال آینده را
کنم پیش بینی که خواهد چه گشت
نخست این که از کله دشمنان
دگر در رود هر خیال پلشت
و بعد این که در سال نو ارمغان
سرانجام شوهر بیابد ز رشت
!( در بعضی نسخ "زرشک" آمده!)
نباید زند سبزه ها را گره
چو در می کند سیزده را به دشت!
به شکرانه اش بنده در طول سال
بخوانم سرود، آیه، مزمور و یشت!
دگر این که از بام نامردمان
به پایین بیفتد به یکباره تشت
نظام هماهنگ اجرا شود
کند بشکه نفت تا سفره نشت!
قمرهای محمود دور زمین
همین گونه باشند در حال گشت!
دگرگون شود اقتصاد جهان
چرا؟ چون مسیری غلط درنوشت
به هنگام تحویل سال، اصغری
بگوید" بش است عیدی من یه بشت"!

می بینم که مساله ازدواج من از مهمترین مسایل بین المللی به شمار رفته که دوستان به حل آن در سال جدید امیدوارند! کجایی ای دلاور مرد رشتی؟!




درباره وبلاگ
درمورد شب شعر طنز شکرخند که خیلی ها ازمن سوال می کنند این توضیح لازم است که شکرخند علی الاصول باید شنبه اول هرماه در فرهنگسرای ارسباران تهران(زیر پل سید خندان) راس ساعت 4 یا 5 بعدازظهر برگزارشود اما گاهی به دلایل مختلف - مثل نبودن نفت و قیف و...!- در زمان و مکانش تغییراتی به وجود می آید که من مقام چندان مطلعی دراین زمینه نیستم!





 

Designed By M.Ranjbar