دوباره روبه‌روی ما حسن بود
میان او و ما صدها سخن بود

به‌قدری مطمئن بود از سخن‌هاش
که اسباب شگفتِ مرد و زن بود!

خدایی من گمان کردم که ایشان
یکی از شهروندان وین بود!

چنان او از شرایط خوب می‌گفت
تو گویی شهر ما چون منهتن بود

که توصیفاتش از اوضاع موجود
پر از آرامش و خیلی خفن بود

«در اینجا هیچ دشواری نداریم»
کلامش تیر توی قلب من بود

نمی‌دانم کجا منظور او بود
که با ما پیش از اینها هموطن بود

اخیرا رفته شاید جای دیگر
مرا از حرف‌هاش این سوءظن بود!